تبلیغات
شعر - 1-116

1-116

تاریخ:پنجشنبه 3 فروردین 1391-01:39 ق.ظ

به بی امانی آفتاب می سوزاند. زمستان را چه از ترسای این که نمی رود. آری پشت پنجره برف نشسته با دستکش های سفیدش تا بهار را جراحی کند. قلبش را در میاورد تا به سالی دیگر پیوند کند.
سالی که از زمستان شروع می شود.


نوع مطلب : مینیمال 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 03:49 ب.ظ
Hello mates, pleasant article and fastidious urging commented here, I am in fact enjoying by these.
BHW
جمعه 18 فروردین 1396 05:49 ب.ظ
I'll right away take hold of your rss as I can not in finding your email subscription link or newsletter service.
Do you have any? Kindly let me recognise so that I may subscribe.

Thanks.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر