تبلیغات
شعر - 1-117

1-117

تاریخ:پنجشنبه 3 فروردین 1391-12:39 ق.ظ

پناه ِ کدام وصف در دستهای ما می گنجید. سرد بودیمو همیشه یکی از ما به دیگری می گفت بیا دست های من گرم است.
چه باوری پیش از اینکه حالا از خشکسالی نمی ترسم از بهاری می ترسم که نعمت بارش خفه اش می کند.
آن وقت ما می نامیم بدون سیب و خدای به چه بهانه می خواهد ما را از جایی بیرون کند.


نوع مطلب : مینیمال 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر