تبلیغات
شعر - تو مرده ای یا من؟

تو مرده ای یا من؟

تاریخ:جمعه 21 مهر 1391-02:41 ق.ظ

و اینکه نمی شود، توی خودش بسته تمام کامواها را
کلاه و لباسش راو دستکش هاش را.
بیشتر از توصیف اینکه کجاست و چه کسی است!
اینطور به نظر می آمد و من هم اینطور منتظر گرفتن یک نخ از کلاه بافته اش تا بازش کنم از صدایی که می گفت:
می گفت؟ ازش می پرسم بعد از خودم ، بعد ترش هرکسی که بود .
آخه کسی که نبود ! به بودن اوهم شک داشتم از جام بلند شدم و پشتم را کردم بهش که شاید بترسد که بروم و چیزی بگوید. اما او نم

ی ترسید .
حالا غرورم اجازه نمی داد دوباره روبروش بشینم و منتظر بمانم
واساده بودم . هنوز هم منتظر بودم. و به خودم می گفتم بلاخره حرف می زند.
به حوصله ام هشدار می دهم سر نرود. باقی ِ این شب را که اگر حرف نزند.
من با خودم حرف می زنم. و او هم با خودش . فقط این وسط من صدایش را نمی شنوم.
چقدر ?؛ مگر از پا و کمرم بر می آید که دیوار از تکیه دادنم.
یک بار دیگر بهش گفتم . بگو
...
!
و نمی گفت
همینطور تنها مث خودکارش روی میز بیهوده بودم . او چیزی نمی نوشت و من هم چاره ای نداشتم جز اینکه بلند بلند بگویم
که یادش نرود من هم هستم
من هستم؟
کجای بودنم از سوال همیشگی ام
تقصیر تو نیست. من زیادی اصرار می کنم.
تو کار خودت را می کنی. همینطور تنها وسط اتاق و چشم هاتم که آیا نگاهم می کنند.
توی چشم های من زل زده. دارد به من نگاه می کند
به من که این همه ورجه وورجه می کنم و او همینطور تنها توی چشمهاش سیاه می ماند و پلک هم نمی زند!
اصلا من را می بیند؟ دستهام رو بردم جلو از صورتش رد شد.
من مرده بودم یا تو؟
-
من!

 



نوع مطلب : نوشته 
دنبالک ها: من یا تو 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر