تبلیغات
شعر - رج

رج

تاریخ:دوشنبه 13 آذر 1391-03:11 ب.ظ

 پروانه ای ست
توی لباست
که هنوز از آن درخت توت می خورد
شفیره ها و پیله ها
چراغ روشن و ماه و
و انگشتهای کرخت مادری

آبی پوشیدی
با طرح گل های امپرسیون

برای زیبایی تو
گردوها و پروانه ها مردند

دستها و انگشتها
که به سر قرارشان برسند

نعش روز اول پاییز که آفتاب داشت و
شبش شروع شد

رجی که مادر گرفته بود
اندازه شانه هات چند است؟
چند پروانه
چند گردو

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
http://roseleezajdel.blogas.lt/tema/be-temos
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 10:16 ب.ظ
Glad to be one of several visitors on this amazing site :D.
BHW
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 06:49 ب.ظ
Hey there! I know this is kinda off topic nevertheless I'd figured I'd ask.
Would you be interested in trading links or maybe guest writing a
blog post or vice-versa? My site goes over a lot of the same topics as yours and I think we could greatly benefit from each other.
If you might be interested feel free to shoot me an email.
I look forward to hearing from you! Terrific blog by the way!
tideha
سه شنبه 11 آذر 1393 10:40 ق.ظ
آفرین
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر