تبلیغات
شعر - ضفاف شب

ضفاف شب

تاریخ:سه شنبه 25 مرداد 1390-04:45 ق.ظ

روی وزن زمین که راه می روی
زمین ایستاده و خورشید می رود
می چرخی
وقتی سرت را گرفته ای
نخ ناخنای چیزی کشیده ای
ماهی نمانده
که
گرگ باشدو شب
شهریوری که تو به خانه بخت می روی
لباس مهمانان را پیش فروش کرده است
خورشید رفته است و می آید
تو می روی و نمی آیی
آیینه ی مراسم عقدت که کسی را کنارت ندیده ای
زیبا شده ای
سیاه می آید داماد شبی که عروست کند

 



نوع مطلب : شعر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
BHW
چهارشنبه 30 فروردین 1396 06:13 ق.ظ
Excellent site you have got here.. It's difficult
to find excellent writing like yours nowadays.
I seriously appreciate individuals like you!
Take care!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر