تبلیغات
شعر - صبحانه

صبحانه

تاریخ:جمعه 4 شهریور 1390-12:12 ب.ظ

کنار کاغذهای دفترش
چیزی را جا گذاشتم ، روزی که تمام می شود با اسم من
 
چه فاجعه ها را باور کرده بود که از صبحش اینگونه تمام می شود.


نوع مطلب : مینیمال 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر